تبليغاتX
جغد -
 
 

ناخونام رو از ته گرفتم...

دستم شده عین دست این بچه دبیرستانیا...

امروز سه تا پلیسبرام سوت زدن ...

دستام رو که می بینم حالم به هم می خوره...

مغزم پر شده از ریاضیات پیشرفته ...

...

...

با جدیت تمام جزوه می نویسم...

بالای جزوه هام می نویسم

"به نام ایزد یکتا"

...

...

...

همکارم گفت توی لائیک و این حرفا...

...

...

...

کتابخونه دیجیتال می خواد بشه فعلا کتاب نمی دن...

...

...

نمی دونم تا کی دووم می ارم اینطوری همش بدو بدو..

دوست می دارم ها...

...

...

"فرمان دوم: خدایان دیگر را اطاعت منما...."

انقده تلفن پشت تلفن می شه که بی خیال فرمان دوم می شیم...

...

...

...

پارکتای شرکت رو عوض کردن... دیوارا هم رنگ شده...همه چی بوی نویی می ده...

جای من هم یه جای گوشه اساسی باحال... تلافی این مدت که نقل مجلس بودم داره در می آد...

بهترین نقطه... بچه ها می گن البته...

...

...

...

سوال اساسی چرا بارون نمی آد...

...

...

...

وقتی برگای پاییزی رو که خیلی زود از راه رسیده از زیر برف پاک کن ماشین بر می دارم روحم پرواز می کنه...

...

...

کلیذ خونه رو گم کردم...

...

...

خیلی زود می گذره ها...

خیلی...

دستم خیلی حقیرانه شده...

از ناخونای بلند لاک دار خبری نیست...

 

نوشته شده توسط کرکی در |